تبليغاتX

One Man Tango                     

همرهم بيهوده مي گردي به دنبال بهشت   آرزوي مرده اي در سينه ات پر مي زند

    شنبه نوزدهم خرداد 1386

    در دو چشمش گناه مي خنديد

    بر رخش نور ماه مي خنديد

    در گذر گاه ان لبان خموش

    شعله اي بي پناه مي خنديد

     

     

    شرمناك و پر از نيازي گنگ

    با نگاهي كه رنگ مستي داشت

    در دو چشمش نگاه كردم و گفت:

    بايد از عشق حاصلي برداشت

     

     

     سايه يي روي سايه يي خم شد

    در نهان گاه راز پرور شب

    نفسي روي گونه يي لغزيد

    بوسه يي شعله زد ميان دو لب

    + نوشته شده در 3:50 توسط زوربا.