زین همرهان سست عناصر دلم گرفت # شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
وقتی دلت اون طور میگیره که دوست داری داد بزنی الهی عظم البلا و برح الخفا و انکشف الغطا و انقطع الرجا و ضاقت الارض و منعت السما ، وقتی به فلسفه دختر لر میرسی ولی میبینی که بهتره بگی دنیا دنیای خوبیه ولی مردمونش بدند همیشه جای خالی یک دوست رو احساس میکنی چه خوشبختم من که همیشه تو هستی برای اینکه از قطع امید و تنگی زمین و تنگدستی آسمان داد نزنم . امشب هوس کردم از تو بگم .شاید ادای دینی بشه به همراهیت تو شبهای تنهایی . تو شبهای سیاوش قمیشی گوش کردن شبهای زمزمه کردن با داریوش و خوندن ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا . میدونی چیه عزیزم برای نشان دادن عمق محبت میگویند که مهر تو با شیر اندرون شده و با جان بدر شود ولی چون حضرت راستی وصداقتی نمیگم که مهرت با شیر اندرون شده ولی اطمینان دارم که با فقط با جان بدر رفتن بشه غافل از یاد تو شد .تازه خدا رو چه دیدی . شاید اون دنیا هم با هم بودیم .
عزیزم این روزهای تنهایی را به شوق تو به خونه میام تا باز ، دوباره و سه باره و هزار باره قامت خدنگ و اندام موزونت رو ببینم و لذت ببینم ، دست بندازم دور باریکی کمرت و از جا بلندت کنم و ببرمت توی اتاق تا با هم بشینیم گل بگیم و گل بشنویم . زیر خنکی کولر بازهم لبم تجربه شیرین لبهای تورو به خاطر بیاره . اگه نباشی به چه امیدی شبهای کوتاه تابستون رو رج بزنم تا به روزهای گرم تابستونیم برسم .
جالبه نه ، دارم از تو مینویسم . تویی که ساکت گوشه اتاق به خواب رفتی ، تویی که فکر نکنم تا هزار سال دیگه هم بفهمی من چند بار اسم قشنگت رو توی وبلاگم فریاد زده ام ، مطمئنم که نمیدونی وبلاگ چیه . شهر یا دهاته ؟کاشکی میشد یه زمانی وبلاگ بنویسی تا بفهمم در پس ظاهر آروم و درون پراز غوغات چه میگذره . حیف ، حیف و صد حیف که علاقه ایی به کامپیوتر نداری . چون هیچ وقت ندیدم که پای کامپیوتر بشینی .
بگذاریم و بگذریم . خیلی خوبه که تو این دنیای پر هیاهو و بی رحم که برادر سر برادرش رو از سینه میبره تو این زمانه دون در این روزگار سفله پرور و خیانت پیشه ، این حس قشنگ هست که این تویی که مال منی اون هم حسی بدون ترس و نگرانی که مبادا یه روزی رقیبی پیدا بشه و تو رو از چنگم در بیاره . میدونم که پا بندم شدی . میدونم کلمه مناسبی نیست مطمئنم درست تره .
عزیزم وقتشه که بیدارت کنم تا بوی خوشت مشام جانم رو سیراب کنه و عطر نفسهات جلای روحم بشه . این قافله عمر عجب میگذرد . وقت تنگه علی الخصوص برای با تو بودن . عکس قشنگت رو اینجا میذارم تا همیشه یادم باشه که وسط این دنیای گل و گشاد بین یه عالمه دو ست و فامیل این تویی که دلیل بودنمی . دوست دارم برای همیشه