One Man Tango
همرهم بيهوده مي گردي به دنبال بهشت آرزوي مرده اي در سينه ات پر مي زند
دو _ بعد از مدتها آن میشم . وارد ایمیلم میشم . سی و دو تا ایمیل دارم همه پر از خبرهای خوب .اخوی همه صاحبان پست الکترونیکی جناب جان ماتسونگ از نیجریه بهم ایمیل زده که صد و پنجاه دلار به شماره حسابشون بریزم تا جایزه یک میلیون و پانصد هزار دلاری رو که برنده شدم را به حسابم بفرستند . شرکت عقابهای سبز از ترینیداد و توباگو هم دلشون به حال بی ماشینی من سوخته و یک دستگاه جاگوار دو هزار و هشت برام آماده کردند منتها لنگ هزینه های گمرکی هستند که باید براشون حواله کنم. لابه لای این همه خبر خوش چشمم به ایمیلی از خانمی به اسم نیلوفر می افته . گفتند با خوندن وبلاگ من کلی خندیده اند و پرسیده اند چرا نوشته هام تلخ تمام میشن . کرم وبلاگ نویسی من بیدار میشه . یاد تکه ایی شعر نصرت رحمانی میافتم . به یاد التجا در این شب دلگیر / من از غمهای پنهانی / به یاد قصه های شاد می افتم
سه _ ویژه نامه پنجشنبه های روزنامه اعتماد رو میگیرم . مصاحبه ایی داره با رضا ناجی بازیگر فیلم آواز گنجشکهای مجید مجیدی . ترجمه ایی از یک شعر ترکی داره . خوشمان میآید .پرپر شده گلهای ما / گریه میکند چشمهای ما / به یادم آید / آن روزهای گذشته مان/ دروغ دنیا دروغ دنیا / عجب بد شده دنیا
چهار _سیصد تومن میدم و آخرین شماره همشهری جوان رو میخرم . قهرمانها ایستاده میمیرند . مطلبی است که نویسنده همشهری جوان در باره عماد مغنیه معروف به حاج روباه نوشته . نتیجه گیری میکنم که ترور بده مگر اینکه تروریست مربوطه شیعه باشه
پنج _ تروریست : یک احمق بدبخت فریب خورده که فکر میکند جهان را نجات میدهد ، در حالیکه خودش نابود میشود . اولین فکری که که در اثر عجز به ذهن خشونت طلب میرسد . - دایره المعارف ستون پنجم نوشته ابراهیم نبوی
شش _ چقدر همشهری جوان رو دوست دارم . چند کلمه ایی هم بشنویم از عزیزی که به قولی نشان از دوکس دارد آن نیک پی . جناب فرید الدین حداد عادل در صفحه یادداشت نوشته اند پرونده همه شهرام های جزایری در این شماره برای قضاوت در پیش روی شماست . حضرت فرید الدین که به عوض نشان از عطار نیشابوری نسب از حداد عادل رئیس مجلس دارند ایضا فرموده اند بپذیریم راه صد ساله را نمیتوان یکشبه پیمود و شاید دلمان راضی شود به اینکه قدم به قدم جلو برویم و الی آخر . صدق الله العلی العظیم . از سردبیر شدن جناب فرید خان واضح و مبرهنه که یک شبه نمیشه ره صد ساله رو پیمود . از این همه شایسته سالاری دارم پاره میشم
هفت _ میشه گفت شایسته سالاری ومبارزه با فامیل سالاری یاد دولت کریمه خودمون نیوفتاد . جناب علی رضا علی احمدی که گویا خان دایی رئیس جمهورهستند به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شدند . جناب محرابیان ، خواهر زاده جناب احمدی نژاد، که وزیر صنایع هستند طی حکمی آقای مهرداد بذر پاش مشاور جوان رئس جمهور را به مدیر عاملی سایپا منصوب نمودند . کلاغها میگویند آقای بذر پاش داماد رئیس اسبق دانشگاه پیام نور هستند . رئیس اسبق دانشگاه پیام نور اول اسمشون علی رضا علی احمدی می باشد . لپ کلام اینکه فعلا ضابطه خواهر رابطه رو به عقد ازدواج موقت خودش دراورده
هشت _ ضوابط : جمع ضابطه . مجموعه ایی از قوانین که آنها را تصویب و ابلاغ میکنند تا بعدا با روابطی که وجود دارد آنها را نقض کنند . مجموعه ایی از قوانین که برای غیر خودی ها لازم الاجراست - دایره المعارف ستون پنجم نوشته ابراهیم نبوی
نه : آگهی : جوانی هستم بیست و پنج ساله ، مجرد ، قد بلند ، با قیافه ایی قابل تحمل ، مهندس ، شاغل با حقوق مکفی با شرایط اکازیون و به شرط گرفتن پست در حد معاونت وزیر آماده خوشبخت کردن کلیه دختران بی شوهر وزیران شاغل در کابینه می باشم . محدوده سنی همسر : از هشت سال تا هشتاد و هشت سال . قیافه : مهم نیست ، جهزیه : در حد وسع پدر .
ده : صفحه اول اعتماد رو میخونم . افخمی : خطراز دست دادن کنترل فرهنگی کشور . نمایندگان در جلسه پر تنش لایحه بودجه را نهایی کردند . گزارش اجتماعی : امنیت شغلی نداریم . بورس و بازار : شرایط برای ریسک مالی خوب نیست . حوادث : اعدام ده مرد به اتهام قتل و سرقت مسلحانه .دلم میگیره . درصفحه دو و در قسمت ادامه از صفحه اول بیانات رئیس جمهور محبوب رو نوشته اند . احمدی نزاد با تاکید بر اینکه تصمیمات دور دوم سفرهای استانی زیر بنایی تر و عمیق ترخواهد بود خاطر نشان کرد در سفراول به هرمزگان کارهای فوری انجام گرفت و در سفر دوم کارهای ماندگار تری خواهیم داشت . دلم باز شد از این همه موفقیت .
یازده _ آمارها نشان میدهند که وضع در همه ابعاد خوب است اما نمیدانم که چرافقط وضع سگها و خوکها هر روز بهتر میشه . قلعه حیوانات ، جورج اورول
دوازده _ همین مقدار برای اینکه بدانید من زنده ام کافیه . تا بعد خداحافظ
سیزده _
رهایم ، ای رها در باد
رها از داد و از بیداد
رها در باد
حرفی مانده ته حرفی
غمت کم
جام دیگر ریز
که شب جاوید جاوید است
صبحدم در خواب
من از ریزش ، بیاد اشک می افتم
باید بارشی پی گیر
درد ، آوار
بیاد التجا در این شب دلگیر
من از غم های پنهانی
به یاد قصه های شاد میافتم
و از سرمستی این آب آتش ناک دانستم
که هوشیاری
سرت خوش
جام را دریاب
هی... هشدار
شب است آری ، شبی بیدار
دزد و محتسب در خواب
می ات بر کف
و بانگ نوش من بر لب
رها در باد
من از فریاد ناهنجار پی بردم سکوتی هست
و در هر حلقه ی زنجیر
خواندم راز آزادی
سخن آهسته می گویی
نمی گویی که می مویی
شب نوش است ، نیشی نیست
جامی ریز
جام دیگری
جامی که گیرم من از آن کامی
رها در باد
کجایی دوست ؟
کو دشمن ؟
بگو با من بگوش تشنه ام ، گوشم
بخوان با من
بنال ایا تو هم از حلقه ی زنجیر
دانستی که در بندی ؟
رها در باد ، با من گفت
شنیدم آری ای بد مست
من از زنجیر سازانم چه می گویی ؟
برای چکمه و قداره و شلاق هایم قصه می گویی
کجایی پیر
خدایی نیست
راهی نیست
دیگر جان پناهی نیست
سنگی هست
دامی هست
ننگی هست
چاهی هست
من و دشمن به یک راهیم و بر یک نطع
و از یک باده سرمستیم ، وای من
صدای جام ها
جام ها
جام ها و جام
رها در باد
بلایت دور
رهاتر باش ، خیرت پیش
این باد این شبان از تو
رهایم کن ، رها در خویش
چنان در خویش می گریم که گویی گریه درمانی ست
مرگی نیست